تبليغاتX
نوشته های یک گل سرخ
نوشته های یک گل سرخ
توی این دور و زمونه"همدمی واسم نمونده"جز قلم و یه برگ کاغذ"دلی که همه چی رو رونده"
شنبه 1385/03/06
من و او

صدایی آمد و ماندم

ایستادم و دعایی خواندم

پای رفتن برداشتم و ماندم

چشمانش را به من دوخت و ماندم

***

قلبم تپید و اشکم چکید

آمد و دستم را کشید

گفت که دیگر وقتش سر رسید

به ناگه پرنده ای از قلبم پرید

***

مرا با خود برد به ابرها

آزادم کرد از درد و رنج ها

***

گفت سر آمده آن روز های غم و غصه

حال باید بشنوی سرود عشق و قصه

***

گفت که گذشته از هفت خوان رستم

تا که رسد پیشم و بگیرد دستم

***

گفتم مگر هفت خوان سخت تر از درد عشق است؟

آن آخر مرگ و این هر روز مردن است!

گفت چه فرق کند آخر هر دو سر سپردن است

 

                      تینا


ادامه مطلب

لینک نوشته| قلم خورده در ساعت 14:56 توسط : تینا تیماج چی
شنبه 1385/03/06
تو...
 

 

در وجودم چيزي هست که تو را نجوا مي کند ٬ و تنها عشق مرا رها مي کند ٬ و نور ٬ آن نگاهي ست که تو به من روا مي کني ٬ پس عشق و نور را از من دريغ نکن . و بر من بتاب که بي عشق تو ؛ بي نگاه تو ؛ بي تو ٬ رو به غروب رهسپارم ٬ مرا به طلوعي ديگر برسان !

 

                                                                                                                         


ادامه مطلب

لینک نوشته| قلم خورده در ساعت 12:15 توسط : تینا تیماج چی
پنجشنبه 1385/03/04

 

 

                               دل شاد کن  

                                 دل شاد زی

                                                                                                 

                 


ادامه مطلب

لینک نوشته| قلم خورده در ساعت 20:13 توسط : تینا تیماج چی
پنجشنبه 1385/03/04
الله...
                   


ادامه مطلب

لینک نوشته| قلم خورده در ساعت 20:9 توسط : تینا تیماج چی
پنجشنبه 1385/03/04
آیا خدا شیطان را خلق کرد؟آیا شیطان وجود دارد؟


استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.


آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟


شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"


استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"


شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"


استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"


شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.


شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"


استاد پاسخ داد: "البته"


شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"


استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "


شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.


مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث می شود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آن را دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."


شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"


استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"


شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتون می توان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"


زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم, ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به هم نوع خود دیده می شود. او در جنایت ها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. این ها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."


و آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا!یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی می توان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید.



نام آن مرد جوان: آلبرت انیشتن




نوشته شده در 22/2/1385 - 17:55:28 - توسط: مريم عابديني

ادامه مطلب

لینک نوشته| قلم خورده در ساعت 19:45 توسط : تینا تیماج چی
چهارشنبه 1385/03/03

 

 

                                   http://www.iranclip.com/player/1042   

                                            ( موسیقی سریال وفا)


ادامه مطلب

لینک نوشته| قلم خورده در ساعت 13:27 توسط : تینا تیماج چی

کد آهنگ در وب نوا