+
نوشته شده در دوشنبه
1385/05/30ساعت 14:34 توسط تینا تیماج چی
|
دوستان عیب کنند که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
+
نوشته شده در یکشنبه
1385/05/29ساعت 14:35 توسط عاطفه
|
ديری ست که دلدار پيامی نفرستاد
ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد
صد نامه فرستادم و آن شاه سواران
پيکی ندوانيد و سلامی نفرستاد
+
نوشته شده در یکشنبه
1385/05/29ساعت 13:56 توسط تینا تیماج چی
|
هر طرف سوخته ای از غم او می نالد
این چه شمع است که عالم همه پروانه ی اوست
عرفی شیرازی
+
نوشته شده در شنبه
1385/05/28ساعت 12:42 توسط عاطفه
|
+
نوشته شده در پنجشنبه
1385/05/26ساعت 16:33 توسط تینا تیماج چی
|
بتی دارم که گرد گل ز سنبل سايه بان دارد
بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
غبار خط بپوشانيد خورشيد رخش يا رب
بقای جاودانش ده که حسن جاودان دارد
+
نوشته شده در پنجشنبه
1385/05/26ساعت 14:13 توسط تینا تیماج چی
|