تبليغاتX
نوشته های یک گل سرخ
نوشته های یک گل سرخ
توی این دور و زمونه"همدمی واسم نمونده"جز قلم و یه برگ کاغذ"دلی که همه چی رو رونده"
پنجشنبه 1385/11/26
حقیقت عشق
و گفت برایم...

          از عشق کفت...

گفت که چه مقدس است...مال این دنیا نیست!
گفت تشخیص هوس و عشق در سختی اش آسان است...چرا که عشق تو به خدا می رسد و هوس...

وصال معشوقت وصال به خداست!!!
                                 خدا خود خون بهای عاشقان است!

کاش که این مردم بدانند که خدا چقدر دوستشان دارد...

می خواهم به مولانا برسم...به آنچه که او رسید:

                                         خام بدم/پخته شدم/سوختم

خامی من با عشق به تو پخته می شود شراره ام!

و پختگی من با رسیدن به الهم...به معبودم به سوختن می رسد!

 

عشق مال همه نیست...عاشقان کمند...همه گمان می کنند که عاشقند اما افسوس که کمی از آن مدعیان واقعا اینگونه اند!

خیلی ها هستند که هنوز معنای لغوی آن را نمی دانند چه رسد به این که بخواهند عاشق باشند!
این موهبت الهی به همه اعطا نمی شود...خدا به کسانی اعطا می کند که دوستشان دارد و می خواهد که آن ها هم او را دوست بدارند!

تینا تیماج چی ۲۶/۱۱/۱۳۸۵


ادامه مطلب

لینک نوشته| قلم خورده در ساعت 14:48 توسط : تینا تیماج چی
دوشنبه 1385/11/23
مرگ شیرین است،اگر...
می خواهم احساسی از سفیدی این قلب گرگ و میشم بنویسم!
احساسی که کسی گوش شنیدن و چشم خواندنش را ندارد...
احساس و یادی که می خواهند فراموشش کنند
...
احساس پاکی
احساس رسیدن به معشوقمان-آفرینندمان
حس بازگشت....
پرگرفتن از ابتدا

انا لله و انّا الیه راجعون

چرا این جمله ی زیبا را همیشه به یاد نداشته باشیم؟
چرا غافلیم از بازخواست اعمالمان؟...چرا غرق در سیاهی ها شدیم..؟
...غرق در لذات فانی دنیای پست؟
تنها چیزی که برایت باقی می گذارد،نام و یادت است....شاید هم خانه ی یک متری که برای هر کسی به ارث می گذارد!!!
به قبرم خواهم رفت....
نه افسرده ام نه غمگین...از مرگ می گویم زیرا مرگ شیرین است...ترسی از آن نخواهم داشت،اگر اعمال سفیدی در برگه ی روزگار ثبت کرده باشم....
لبخند رضایت بر لبانم خواهد نشست...چرا که پروردگارم بخشنده و پیامبرم شفاعت کننده ی امتش است!!!


تینا تیماج چی 22بهمن 1385


ادامه مطلب

لینک نوشته| قلم خورده در ساعت 13:35 توسط : تینا تیماج چی

کد آهنگ در وب نوا