گل سرخ امشب سیاه پوش شده
عجب داغی رو دلم گذاشت این ماه صفر!
الحمد لله...الحمدلله...الحمدلله
درسته...فرشته ی زمینی منو برده ولی ناشکری نمی شه کرد!
دوسال(قمری)قبل پدربزرگم/امسال هم فرشته ی من فرناز!
خدا فرشته هاش و زود می بره حیف که ما آدما از وجودشون استفاده نمی کنیم.
فرناز جان تو یک نفر بودی ولی یاد تو...
یاد تو رو تو اشک های همه می بینم...
تو دل شکسته ی مادرت(خالم) پدرت خواهر و برادرت و همسرت...
یاد تو,تو شیرین زبونی دختر یک سالت و پسر هشت سالت هست.
یاد تو تو قلب همه هست!
عزیزم رفتنت برای ما خیلی زود بود خیلی!
وقتی داغ فرزند رو رو دل مادرت دیدم از خدا خواستم هیچ وقت مادر نشم...تحملش خیلی سخته.
صبر...صبر...صبر براشون می خوام!
به خونت نگاه کردم یادمه تا وقتی که تو بودی چراغش همیشه روشن بود ولی حالا تاریکه!!!
صدات تو ذهنمه...کاش اون لحظه ها که صدام می کردی باز تکرار می شد!
حالا می فهمم چرا دیشب اسمون طوفانی بود.
ای کاش خوابم تعبییر نمی شد...
باورم نمی شه
باورم نمی شه
باورم نمی شه!

ادامه مطلب
لینک نوشته| قلم خورده در ساعت 11:26 توسط : تینا تیماج چی
