سه شنبه 1386/01/07
در سفرسفر ،،، ...
از سفر شروع شدم روزی ...
در سفر بود که رشد کردم.
در سفر بود که نور و سیاه یاد گرفتم،
در سفر بود که تاریک و سفید یاد گرفتم.
در سفر بود که دیدم و شنیدم.
در سفر بودم ...
در سفر تنها بودم. تنهای تنهایی ...
در سفر می رفتم در گردش در روز ها در تنهایی.
در سفر روز ها می رفتند ...
در سفر روزگار بود.
در سفر هیچ همدم و هم یار هیچ نبود ...

(ادامه ی شعر رو در ادامه ی مطلب بخوانید)
ادامه مطلب
لینک نوشته| قلم خورده در ساعت 14:3 توسط : تینا تیماج چی
