تبليغاتX
نوشته های یک گل سرخ
نوشته های یک گل سرخ
توی این دور و زمونه"همدمی واسم نمونده"جز قلم و یه برگ کاغذ"دلی که همه چی رو رونده"
سه شنبه 1386/01/07
در سفر

سفر ،،، ...

از سفر شروع شدم روزی ...

 

در سفر بود که رشد کردم.

در سفر بود که نور و سیاه یاد گرفتم،

در سفر بود که تاریک و سفید یاد گرفتم.

 

در سفر بود که دیدم و شنیدم.

در سفر بودم ...

در سفر تنها بودم. تنهای تنهایی ...

در سفر می رفتم  در گردش در روز ها در تنهایی.

 

در سفر روز ها می رفتند ...

در سفر روزگار بود.

در سفر هیچ همدم و هم یار هیچ نبود ...

 

 (ادامه ی شعر رو در ادامه ی مطلب بخوانید)


ادامه مطلب

لینک نوشته| قلم خورده در ساعت 14:3 توسط : تینا تیماج چی
شنبه 1386/01/04
سفره ی هفت سین
سبزه ی سبز بهاری
ماهیا تو تنگ آبی
گلای یاس و اقاقی
سکه های چند ریالی
***
تخم مرغای رنگی
سیبای ترش و شیرین
***
سیرای سفید و بدبو
سنبل قرمز خوشبو
***
سرکه ی سفید و قرمز
سمنو سماق و سنجد
***
آینه و شمعدون بلوری
چایی آماده تو قوری
***
اسکناسای سبز و ابی
لای قرآن روی تاقچه
تینا تیماج چی اول نوروز هشتاد و شش ساعت یک و بیست دقیقه ی شب

ادامه مطلب

لینک نوشته| قلم خورده در ساعت 11:33 توسط : تینا تیماج چی

کد آهنگ در وب نوا