تبليغاتX
نوشته های یک گل سرخ
نوشته های یک گل سرخ
توی این دور و زمونه"همدمی واسم نمونده"جز قلم و یه برگ کاغذ"دلی که همه چی رو رونده"
چهارشنبه 1386/04/13
تو مرا رویاندی
 

دانه ای بودم

      کوچک و تنها

و تو مرا

 در دستانت گرفتی 

              و

                   ...

        با نگاهت سیرابم کردی

و آنگاه

از این خاک

به روشنایی مرا رویاندی

 وبا مهربانیت مرا

تا آسمان ها اوج دادی

و من

چون کبوتران

پر کشیدم

آنگاه که سرمای زمستان

مرا فرا می گرفت

و یا شاید

دیگر برگ سبزی بر شاخه ام نداشتم

با گرمای قلبت دگر بار زندگی را

در آغوش می گرفتم

حال که از آب و گل در آمدم

شکوفه هایم

را بوسه ات  می شکفد

 عطر بهشت را

از دستانت فهمیدم

که برگ هایم را

نوازش می کرد

و چه شیرین

زمانی بود

که راهش را نشانم دادی

و اکنون که دوست داشتن را از قلب پر مهرت آموختم

تمام عمرم را مدیونت هستم

ای مهربانترین

موجود زمینی...

                    مادرم

 

تقدیم به مادرم...تینا تیماج چی


ادامه مطلب

لینک نوشته| قلم خورده در ساعت 21:49 توسط : تینا تیماج چی

کد آهنگ در وب نوا