تبليغاتX
نوشته های یک گل سرخ
نوشته های یک گل سرخ
توی این دور و زمونه"همدمی واسم نمونده"جز قلم و یه برگ کاغذ"دلی که همه چی رو رونده"
چهارشنبه 1386/07/18
با تو بودم که هستم.
دل آدما که می گیره حرفاشون دلنشین تر میشه.البته بستگی داره از چی بگیره.

دل من گرفته...

خدای من!

خوش حالم...خوش حالم که کمتر از پیش با شیطان حرف زدم.

خدایا!

شاید تکراری شده که مدام بیام اینجا و از دلتنگی هایی حرف بزنم که رفع نمی شن...از گناهانی که تموم نمیشن...اما سخن از رحیم بودن تو حتی به اندازه ی بزرگیت هیچ وقت تکراری نمیشه.

تازه دارم می فهمم که کیو گم کردم.

کسی که هفت ساله از پیشم رفته...درست در جایی که بودنش و راهنمایی هاش نیاز دارم تا به تو نزدیک بشم...در کنارم نیست.

تنها انسانی که دیدم...تنها انسانی که با عملش منو به خودم اورد نه با حرف.

اون آقاجونم بود.

کسی که هنوز داغ رفتنش برام تازس...کسی که همیشه از دوریش چشمام تر میشه.

نماز می خوند...با عشق!نماز واقعی!

عاشق این بودم که بشینم و نماز خوندنشو نگاه کنم.

حتی تو بیماریش روزه می گرفت و افطار نمی کرد تا نماز بخونه!

امتحان کن...خیلی نمازش می چسبه.

جای خالیش رو بدجوری حس می کنم...بدجوری!
از خدا می خوام...می خوام که کسی رو مثل اقاجونم سر راهم قرار بده...

خدای من...محبوب من...عشق من!
می خوام همینجوری آروم اروم ولی همیشگی بیام سمتت...می خوام به شیطان ثابت کنم که در مورد آدم اشتباه می کرده.

می خوام انسانیت رو جلوه بدم.

می خوام تو ازم راضی باشی...تنها تو!

ای مهربانا!
تو آن دم که آدم را خلق کردی-فرمودی:انسان خلیفه الله است"

می خوام آن شوم...آنی که عرفا دیدند و من ناچیز نمی بینم...می خواهم کمی بایزید بسطامی...مولانا...شوم.

تو از عشق خود در دلم نهادی و اگر سپاس نگویم وای بر من!

تو بودی آن گنج نهان و آشکار گشتی...

تو بودی که من آمدم...تو هستی که من هستم...تو برایم می خواهی که می شوم.

حال تک تک سلول هایم...ذره ذره ی وجودم تحت سلطه ی توست ای پادشه آسمان ها و زمین...

مرا بنده ی خود بدان.

بخواه که این بنده ی تو...بنده ی مقرب تو باشد...غلام تو باشد...دلش کعبه ای شود از وجودت!
ای منتها آروزی آرزومندان!

زبانم ناتون است از وصفت...واژه ها را گم کرده ام برای بیان راز دلم.

خدایا!

می خواهم بر سر بلندترین کوه تو بایستم و با تمام وجودم فریاد زنم :

                                  دوستت دارم معبود من!

می خواهم با عملم نشانت دهم که اینها تنها سخن نیست...یاری ام کن.

 

تیناتیماج چی...همین ساعت همین روز همین جا...در محضر خدایم.

 

 

 

 


ادامه مطلب

لینک نوشته| قلم خورده در ساعت 23:9 توسط : تینا تیماج چی

کد آهنگ در وب نوا